الفيض الكاشاني

274

ترجمة الحقائق ( فارسى )

يا پريشانى نمىباشد . و ديگر حديثها كه وارد شده . و محبّت مدح مثل محبّت جاه منقسم مىشود به حرام و مباح و نافع و ضارّ . و علاج آن مثل علاج محبّت جاه است و دانستن آنكه صفتى كه بدان مدحِ او شده اگر ندارد پس استهزاى به آن شده ، و اگر دارد يا دنيوى است كه كمال وَهمى است و « 1 » يا اخروى است كه موقوف به خاتمه است . و علاج كراهت از مذمّت آن است كه بداند كه به صفتى كه مذموم شده اگر آن موجود است او را به عيبهايى كه دارد آگاه [ m . a 64 ] ساخته و بايد كه خوشحال شود و در ازالهء آن كوشد . و اگر ندارد كفّارهء گناهان آن مىشود و بايد كه شكر خدا را بكند و ترحّم بر آن كس نمايد كه خود را هلاك ساخته ، چنانچه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در هنگامى كه دندانِ پيش او را جماعت كفّار شكستند فرمودند : خداوندا ! هدايت كن قوم مرا كه نادانند « 2 » . و نيز آدمى خوشنود مىباشد از كسى كه مذمّت دشمن او را كند . و نفس او دشمن اوست ، پس بايد كه هرگاه مذمّت دشمن خود را بشنود خوشنود شود و شكر كند كسى را كه مذمّت نفس او نموده و چون بر عيبهاى آن مطّلع شده اعتقاد نمايد به شعور و زيركى آن كس . و اين از براى آدمى مانند انتقامى است كه از خود كشد و غنيمتى است از براى او هرگاه به سبب مذمّت در نظر مردم بىاعتبار شود تا آنكه به فتنهء جاه مبتلا نشود و « 3 » هرگاه حاصل شود از براى وى حسناتى كه تعبى در تحصيل آنها نكشيده باشد ، پس شايد كه اين تلافىِ عيبهايى باشد كه عاجز است از ازالهء آنها . و بدان كه علاج محبّتِ مدح و كراهتِ مذمّت آن است كه مذكور شد ، امّا تحصيل اين مرتبه كه مذمّت كننده و مدح كننده در نزد كسى يكسان باشد در غايت صعوبت

--> ( 1 ) . a - و . ( 2 ) . مجمع البيان 2 : 385 - 386 . ( 3 ) . a - و .